
اخه به کدوم جرم؟
من؟
من چی گفتم؟
منو مزاحمت جناب سروان ؟
ماشین میره پارکینگ شما صبح میایی کمیته ......
حالا واسه ازاد کردنش چکار کنم؟
میری دادگاه جریمه پرداخت میکنی از پارکینگ درش میاری.
فقط واسه چی؟؟؟؟
واسه اینکه این ادم بدشانس از بخت بدش جایی که ترمز میگیره تا از سوپری خریدش رو انجام بده
دوتا دختر از اونجا رد میشدن.
حالا من مزاحم من دزد من دیونه من یه ادم که ممکنه هر کاری
میکردم با یه جریمه باز ازادم و دوباره به کارهای
قبلی ادامه میدم.
بگو بابا پول بدین دیگه
بگو اوضاع زیر میزی شده
بگو جیب نیروی با منطق انتظامی خالیه
این شده ازادی
این شده منطق
میخواد قسم بخوری قسم بدی التماس کنی حتی اگه خودتم ......... کاری نمیشه کرد
منطق تو کجای دنیا مثل اینجاست؟
باید از مارکوپولو پرسید که همه جارو رفته و دیده .
|
ياور از ره رسيده با من از ايران بگو از فلات غوطهور در خون بسياران بگو باد شبگرد سخنچين پشت گوش پردههاست تا جهان آگه شود بيپرده از ياران بگو با من از ايـــــــران بگو شب سياهي ميزند بر خانههاي سوگوار از چراغ روشن اشك سيهپوشان بگو پرسه يأس است در آواي اين پتيارگان از زمين از زندگي از عشق از ايمان بگو سوختم آتش گرفتم از رفيق و نارفيق از غريب و آشنا ياران هم پيمان بگو زجه نامآوران زخمي به خاموشي نزد از خروش نعره انبوه گمنامان بگو قصههاي قهرمانان قهر ويرانگر نداشت از غم و خشم جهانساز تهيدستان بگو با زمستاني كه ميتازد به قتل عام باد از گـُل خشمي كه ميرويد در اين گلدان بگو ياور از ره رسيده با من از ايران بگو از فلات غوطهور در خون بسياران بگو باد شبگرد سخنچين پشت گوش پردههاست تا جهان آگه شود بيپرده از ياران بگو با من از ايـــــــران بگو |