سهراب
- نه ، وصل ممکن نيست ،
هميشه فاصله ای هست .
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آويز و ترد نيلوفر ،
هميشه فاصله ای هست .
دچار بايد بود
وگرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد .
و عشق ، سفر به اهتزار خلوت اشياست .
و عشق
صدای فاصله هاست .
- صدای فاصله هايی که غرق ابهامند
- نه ،
صدای فاصله هايی که مثل نقره تميزند و با شنيدن يک هيچ ميشوند کدر .
هميشه عاشق تنهاست .
و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست .
و او و ثانيه ها ميروند آن طرف روز .
و او و ثانيه ها روی نور می خوابند .
و او و ثانيه ها بهترين کتاب جهان را به آب می بخشند ... ( سهراب سپهری ، مسافر )
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:45  توسط مهرداد
|