تبليغاتX
راه من
راه من
تو را من چشم در راهم
عشق من عاشقم باش
                                 به من گفتي دل دريا كن



تو غربتی که سرد تمام روزو شبهاش
غریبه ازمن وما عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش که تن به شب نبازد
با غربت من بساز تا با خودم بسازم
تو خواب عاشقارو تعبیر تازه کردی
کهنه حدیث عشقو تفسیر تازه کردی
گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن
از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زجه دیدن از عشق جوسه خوردن
وقتی که هق هق عشق زجه احتیاج
سر جنون سلامت که بهترین نیاز
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست
برای با تو بودن اگر چه فرستی نیست
عشق من عاشقم باش نزار بیافتم از با
بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا
عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 18:47  توسط مهرداد  | 

دل من دیگه خطانکن

 

 

دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من
تا به کی سرابا حقیقتی تا به کی خراب محبتی
همنشین اینو اون میشی خسته و بریشون خون میشی
دشت بخت تو کویر میشه مرغ آرزوت اسیر میشه
ساکت وصبوری دل من مثه غوف کوری دل من
ساکت وصبوری دل من مثه غوف کوری دل من
زندگی رو باختی دل من مردم و شناختی دل من
توی خون نشستی دل من بی صدا شکستی دل من

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 17:0  توسط مهرداد  | 

فریاد زیر آب

                                                                                                                   
فریاد زیر اب 
ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشاایثار
خوشاپیدا شدن درعشق برای گم شدن دریاست
چه دریایی میون ماست خوشادیدارما درخواب
چه امیدی به این ساحل خوشافریادزیر آب
اگرخوابم اگربیدار اگر مستم اگرهوشیار
مرا یارای بودن نیست تویاری کن مراای یار
توای خاتون خواب من من تن خسته رادریاب
مراهم خانه کن تاصبح نوازش کن مرادرخواب
همیشه خواب تودیدن دلیل بودن من بود
چراغ راه بیداری اگربود ازتو روشن بود
نه ازدورو نه ازنزدیک توازخواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق مراآتش زدی ای عشق
خوشا عشقو خوشاخون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا ازعاشقی مردن

صبح شده بود از خواب بیدار شدم یه کم وقت گذرونی تازه فهمیدم قرار دارم و باید برم سریع لباسمو پوشیدم  و راه افتادم حالا من با یه موتور قدیمی پیش به سوی عشقم توی خیابون بانک ملی هنوز نیومده بود یه دور اطراف زدم وای خدای من از یه ماشین پیاده شد .......ماشین؟..اونا حتی موتور هم نداشتن.

چیزی بروش نیاوردم ولی برگشتن تعقیبش کردم اون جایی رفت که نباید میرفت ...وای خدای من ..من می خواستم با اون ازدواج کنم.......

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 16:58  توسط مهرداد  | 

به پندار تو

 

یه آدم واقعا دوست داشتنی

 

به پندار تو:

جهانم زيباست!

جامه ام ديباست!

ديده ام بيناست!

زيانم گوياست!

قفسم طلاست!

به اين ارزد كه دلم تنهاست؟

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت 16:44  توسط مهرداد  | 

دوستت دارم

دوستت دارم

<بنام تک پرستوی جزيره عشقم>

بنام کسانی که در قاموس طبيعت عاشق ناميده ميشوند

باری ای عزيزترين واژه که يادت و تصورت آرامش صبح صحرگاه مرا جايگزين شده دوستتدارم به خداوندی که ديده نمی شود به عشقی که نمی ميرد به بزرگترين عاشقان دنيا به ليلی ومجنون به شيرين وفرهاد دوستت دارم....

تمام خاطراتم در پس يک صاعقه زود گذر بر من گذشت ومن تنها به آينده می نگرم آينده ای که می دانم بازهم طوفانی از درد است من به فردايی می انديشم که می دانم بازهم خورشيد در آن غروب خواهد کرد من به فردايی پا می گذارم که بايد؛بايد از همه تعلقهايم چشم بربندم به فردايی که نبايد ديگر بينديشم به فردايی که فقط دلتنگی می ماند دلم برای کوچه های چهارراه گل سرخ تنگ می شوددلم برای پارک خلوت تنهايی هايم تنگ می شوددلم برای انديشيدن به او تنگ می شود چون می دانم فردا نه چهارراهی می ماندنه پارکی ونه عشقی .تنها من می مانم يک دنيا شعر و يک خلوت تنهايی.

مجموعه خلوت تنهايی ها مجموعه ای از درد های من است مجموعه از ساقه عشق بی سرانجام و............

اميد وارم که هيچگاه دل نشکنيد و نگذاريد که دل شکسته شويد

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1384ساعت 10:2  توسط مهرداد  |